فخر الدين الرازي
مقدمه 57
منطق الملخص
تصريح مىكند : « دلالت التزام در علوم مهجور است ؛ نه به آن معنى كه مستعمل نيست . أصلا ، چه دلالت تمامت حدود ناقصه ورسوم بر محدودات ومرسومات به التزام است ومستعمل در علوم ؛ بلكه به آن معنى كه بر مسؤول عنه به ما هو وبر اجزاء أو به التزام دلالت نكنند » . دو - تحليل معناى مهجوريت دلالت التزام : أثير الدين ابهرى در كشف الحقائق گويد : مراد از مهجوريت دلالت التزام اين نيست كه لفظ دلالت التزام ندارد ؛ چرا كه بطلان اين سخن بديهي است ومراد اين نيست كه لفظ دال به دلالت التزام ، شايستهء جواب ما هو نيست ؛ زيرا اين امر اختصاص به التزام ندارد ، بلكه در خصوص تضمن نيز جارى است ؛ بلكه مراد اين است كه اجزاء شئ ( ماهيت ) نمىتواند در حدّ به طريق التزام ذكر شود ( ص 322 ) . همانگونه كه قطب رازي تذكار مىدهد ، مهجوريت در علوم در مقابل عدم مهجوريت در محاورات ( زبان عرف ) است ( شرح مطالع ص 35 ) . در تحليل مفاد نظريه مهجوريت دلالت التزام دو نكته بايد متمايز گردد : ساختار معنايى نظريه ودامنهء شمول آن . در باب دامنهء شمول آن سه تفسير ممكن است : مهجوريت أعم يعنى عدم كاربرد التزام در زبان عرف ، محاورات وزبان علم . تفسير دوم : مهجوريت عام يعنى عدم استعمال آن در علم وتفسير سوم : مهجوريت خاص كه صرفا به عدم استعمال در حدود تام حصر توجه مىكند . كسى بر تفسير أول صحه ننهاده است واختلاف منحصر به دو تفسير ديگر است كه به داورى بين آن دو خواهيم پرداخت . در تحليل ساختار معنايى نظريه ، سؤال اين است : آيا قول به مهجوريت ، در هر دو تفسير عام وخاص آن ، گزارهاى است توصيفى وناظر به واقعيت ويا